السيد الطباطبائي

38

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

فوق ، موجب درهم شكستن روح بشر امروزى كه ما هستيم گرديده است . شما سنت‌هاى اوليه‌اى را كه سيماى حقيقى و معنوى حضرت رسول‌اكرم و ائمه اطهار در آن رسم شده‌اند ، بهتر از من مىشناسيد و درك مىكنيد . اكنون براى شما تجربه نوين و عميق روحى است اگر آماده باشيد كه آن سيماهاى بكر اوّليه را ، از خلال ادراك يك تفكر غربى و مسائلى كه براى او در اين باب طرح مىشوند ، باز خوانيد و نظاره كنيد ؛ خاصه كه اين تفكر غربى ، آن تصاوير معنوى را همه جا ، حتى تا سرزمين شرق و روح شرقى كه سرچشمه آن است ، با خود همراه دارد . اما اگر مقامات مسئول « فلسفه الهى اسلام » خود را در زندان و زنجير افكار متعصبانه و متحجر محبوس نمايند و از طرح مسائل جديد امتناع ورزند و نخواهند با شاگرد فلسفه غرب كه با عشق و علاقه باطنى بدان‌ها نظر دوخته و در آرزوى حل آن مشكلات تلاش و مجاهدت مىكند ، دمساز نشوند ، آن وقت آيا مستوجب هرگونه قضاوت‌هاى سخت و ناهنجارى كه نسبت بدان‌ها جارى مىشود ، نخواهند بود ؟ ب ) مفهوم غيبت . اصل و حقيقت « غيبت » هرگز در چهارچوب درخواست‌هاى دنياى امروز در معرض تفكر عميق قرار نگرفته است . كاملًا به جاست كه حقيقت مزبور با توجه خاص به نكته‌اى كه توسط « مفضل » اعلام گرديده و مىگويد : « باب دوازدهم بر اثر غيبت امام دوازدهم در پرده غيب و نهان مستور گرديده است » مورد توجه قرار گيرد . معناى اين امر به عقيده اين جانب چشمه‌اى است بىنهايت و ابدى از معانى و حقايق . در حقيقت ترياق قاطعى است در برابر هرگونه سموم « سوسياليزاسيون » و « ماترياليزاسيون » و عامه‌پسند كردن اصل و حقيقت معنا و همچنين ترياقى است ضد آنچه در صدر مقاله ابراز گرديد ، به‌عقيده حقير حقيقت غيبت ، اساس و بنيان اصيل سازمان جامعه اسلامى است و بايد به منزله پايگاه معنوى غيبى تلقى گردد و از هرگونه تبديل و تحول و تجسم به صور مادى و اجتماعى در سازمان‌هاى اجتماعى ، مصون و محفوظ ماند .